شهاب الدين احمد سمعانى

103

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

اى جوانمرد ! هامّهء همّت اين مردان به هيچ غير فرونيايد ، آسمان و زمين و عرش و كرسى و بهشت و دوزخ بار كار ايشان نكشد . همّت اين مردان را مطافى است كه تطواف ايشان در آن مطاف است ، فضاى پاك و صحراى بىخس و خاشاك خواهد تا در وى پرواز كند و هيچ فضايى پاك‌تر از فضاى ربوبيّت نيست و هيچ صحرايى بىزحمت‌تر از صحراى وحدانيّت نيست . گاه از صحراى وحدانيّت به فضاى ربوبيّت مىآيد و گاه از فضاى ربوبيّت به صحراى وحدانيّت مىشود 23 . اى جوانمرد همّت اين جوانمردان به كعبه 24 و بيت المقدس و آسمان و زمين طوف نكند ؛ زيرا كه او را كعبه‌اى است وراى همه كعبه‌ها . سواير را كعبه‌اى ساخته‌اند و ظواهر را كعبه‌اى ساخته‌اند . سراير به كعبهء ظواهر نياسايد و ظواهر به كعبهء اسرار نياسايد 25 . عجب كارى است مرد نشسته ، و پاى در دامن كشيده ، و سرّ او در طواف . آرى در عالم لا إله الّا اللّه كعبه‌اى است كه صورت لا إله الّا اللّه در مقابله آن كعبه همچنان است كه صورت اين عالم در مقابلهء آن كعبه . اسرار كه طواف كند گرد وى كند سر عالم صورت حرم است ، و سر حرم مكّه ، و سر مكّه كعبه ، و سر عالم حقيقت قرآن است ، و سر قرآن كلمه ، و سر كلمه اللّه . ميدان لا إله ببايد بريد و در باديهء الّا ببايد رفت و از سر شوقى اين باديه بسر بايد برد تا به كعبهء الله رسى ، آنگه مجردوار طوفى از سر رجا و خوفى ببايد آورد و نفس را به مناى وقت خود آرى و قربان كنى 26 . مرد بايد كه در اين راه حوت صفت گردد كه قوت جز از معدن حيات نگيرد و جز با آب حيات نسازد ، آنگاه چون بدين صفت گشت هرگز موت گرد حيات حقيقى او نگردد . مصطفى مىگويد صلّى اللّه عليه و سلّم : البحر هو الطّهور ماؤه و الحلّ ميتته . مردار عالم 27 حرام است أمّا مردار دريا حلال 28 . ماهى را گفتند : چرا كارد بر تو حرام گشت ؟ گفت : / a 32 / زيرا كه ما در صحبت درياييم و پروردهء آب حيات . اى ماهى چيست كه دستمال قصّاب نمىشوى ، و كس تيغ بر حلق تو نمىراند ؟ گفت : ما كه سر باز نهيم 29 به صدف گوهر باز نهيم ، و چون برگيريم بر سر خود چترى از موج دريا بينيم ، همه موجهاى دريا كه مىآيد بر سر ما مىآيد و همه گوهرهاى شب افروز كه مىخيزد از زير قدم ما مىخيزد . كسى كه از زير قدم او گوهر زايد 30 و از بالاى سر او موج برآيد تيغ قصّاب را با او چه كار ؟ ما نسب به آب حيات درست كرده‌ايم